مفهوم ، فلسفه و فوايد حجاب
خبرگزاري فارس: حجاب، به معناي پوشش اسلامي بانوان، داراي دو بُعد ايجابي و سلبي است. بُعد ايجابي آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبي آن، حرام بودن خودنمايي به نامحرم است؛ و اين دو بُعد بايد در كنار يكديگر باشد تا حجاب اسلامي محقق شود؛ گاهي ممكن است بُعد اول باشد، ولي بُعد دوم نباشد، در اين صورت نميlrm;توان گفت كه حجاب اسلامي محقق شده است. مفهوم و ابعاد حجاب مفهوم حجاب چيست و از نظر قرآن و حديث، حجاب و پوشش اسلامي داراي چه ابعاد و اقسامي است؟ حجاب در لغت به معناي مانع، پرده و پوشش آمده است[1]. استعمال اين كلمه، بيشlrm;تر به معني پرده است[2]. اين كلمه از آن جهت مفهوم پوشش ميlrm;دهد كه پرده، وسيلهlrm;ي پوشش است، ولي هر پوششي حجاب نيست؛ بلكه آن پوششي حجاب ناميده ميlrm;شود كه از طريق پشت پرده واقع شدن صورت lrm;گيرد[3]. در اين نوشتار مراد ما از حجاب، پوشش اسلامي است، و مراد از پوشش اسلامي زن، به عنوان يكي از احكام وجوبي اسلام، اين است كه زن، هنگام معاشرت با مردان، بدن خود را بپوشاند و به جلوهlrm;گري و خودنمايي نپردازد. بنابراين، حجاب، به معناي پوشش اسلامي بانوان، داراي دو بُعد ايجابي و سلبي است. بُعد ايجابي آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبي آن، حرام بودن خودنمايي به نامحرم است؛ و اين دو بُعد بايد در كنار يكديگر باشد تا حجاب اسلامي محقق شود؛ گاهي ممكن است بُعد اول باشد، ولي بُعد دوم نباشد، در اين صورت نميlrm;توان گفت كه حجاب اسلامي محقق شده است. گاهي مشاهده ميlrm;كنيم كه بسياري از زنان محجبه در پوشش خود از رنگlrm;هاي شاد و زيبا و تحريك برانگيز استفاده ميlrm;كنند كه به اندامشان زيبايي خاصي ميlrm;بخشد و در عين پوشيده بودن بدن زن، زيباييlrm;اش آشكار است، گويي كه اصلاً لباس نپوشيده است[4]؛ و اين دور از روح حجاب است. اگر به معناي عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بناميم، حجاب ميlrm;تواند اقسام و انواع متفاوتي داشته باشد. يك نوع آن حجاب ذهني، فكري و روحي است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامي، مانند توحيد و نبوت، از مصاديق حجاب ذهني، فكري و روحي صحيح است كه ميlrm;تواند از لغزشlrm;ها و گناهlrm;هاي روحي و فكري، مثل كفر و شرك جلوگيري نمايد. علاوه بر اين، در قرآن از انواع ديگر حجاب كه در رفتار خارجي انسان تجلي ميlrm;كند، نام برده شده است؛ مثل حجاب و پوشش در نگاه كه مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصيه شده lrm;اند: قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ[5]؛ اي رسول ما به مردان مؤمن بگو تا چشمlrm;ها را از نگاه ناروا بپوشند. قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ[6]؛ اي رسول به زنان مؤمن بگو تا چشمlrm;ها را از نگاه ناروا بپوشند. نوع ديگر حجاب و پوشش قرآني، حجاب گفتاري زنان در مقابل نامحرم است: فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ[7]؛ پس زنهار نازك و نرم با مردان سخن نگوييد؛ مبادا آن كه دلش بيمار (هوا و هوس) است به طمع افتد. نوع ديگر حجاب و پوشش قرآني، حجاب رفتاري زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونهlrm;اي راه نروند كه با نشان دادن زينتlrm;هاي خود باعث جلب توجه نامحرم شوند: وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ[8]؛ و آن طور پاي به زمين نزنند كه خلخال و زيور پنهان پاهايشان معلوم شود. از مجموع مباحث طرح شده به روشني استفاده ميlrm;شود كه مراد از حجاب اسلامي، پوشش و حريم قايل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحاي مختلف رفتار، مثل نحوه ي پوشش، نگاه، حرف زدن و راه lrm;رفتن است. رابطه lrm;ي حجاب و عفاف چشم و دل را پرده ميlrm;بايست امّا از عفاف چادر پوسيده بنياد مسلماني نبود[9] شبهه: بعضي با تمسك به شعر فوق، ادعا نمودهlrm;اند كه بين حجاب و عفاف رابطهlrm;اي نيست؛ عفاف لازم است، اما حجاب لازم نيست. گاه همين مطلب با تمسك به حجاب و پوشش زنان روستايي و زنان شاليزار شمال كشور توجيه ميlrm;شود كه آنها حجاب كامل ندارند، ولي عفيف هستند.[10] آيا ادعاي مذكور صحيح است؟ پاسخ: قبلاً ذكر شد كه حجاب در كتاب هاي لغت به معناي پوشش، پرده و مانع آمده است. به نگهبان، حاجب ميlrm;گويند؛ چون مانع ورود اغيار و بيگانگان در يك حريم و محيط خاص ميlrm;گردد. بنابراين، حجاب و پوشش زن نيز به منزله ي يك حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است كه قصد نفوذ و تصرف در حريم ناموس ديگران را دارند. همين مفهوم منع و امتناع در ريشه ي لغوي عفت نيز وجود دارد[11]؛ بنابراين، دو واژه ي <<حجاب>> و <<عفت>> در اصل معناي منع و امتناع مشتركlrm;اند. تفاوتي كه بين منع و بازداري حجاب و عفت است، تفاوت بين ظاهر و باطن است؛ يعني منع و بازداري در حجاب مربوط به ظاهر است، ولي منع و بازداري در عفت، مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت يك حالت دروني است، ولي با توجه به اين كه تأثير ظاهر بر باطن و تأثير باطن بر ظاهر، يكي از ويژگي هاي عمومي انسان است؛[12] بنابراين، بين حجاب و پوشش ظاهري و عفت و بازداري باطني انسان، تأثير و تأثّر متقابل است؛ بدين ترتيب كه هرچه حجاب و پوشش ظاهري بيش تر و بهتر باشد، اين نوع حجاب در تقويت و پرورش روحيه ي باطني و دروني عفت، تأثير بيش تري دارد؛ و بالعكس هر چه عفت دروني و باطني بيش تر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهري بيش تر و بهتر در مواجهه با نامحرم ميlrm;گردد. قرآن مجيد به شكل ظريفي به اين تأثير و تأثّر اشاره فرموده است. نخست به زنان سالمند اجازه ميlrm;دهد كه بدون قصد تبرّج و خودنمايي، لباسlrm;هاي رويي خود، مثل چادر را در مقابل نامحرم بردارند، ولي در نهايت ميlrm;گويد: اگر عفت بورزند، يعني حتي لباسlrm;هايي مثل چادر را نيز بر ندارند، بهتر است. وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِي لا يَرْجُونَ نِكاحاً فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُناحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِينَةٍ وَ أَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ.[13] علاوه بر رابطه ي قبل، بين پوشش ظاهري و عفت باطني، رابطه ي علامت و صاحب علامت نيز هست؛ به اين معنا كه مقدار حجاب ظاهري، نشانهlrm;اي از مرحله ي خاصي از عفت باطني صاحب حجاب است. البته اين مطلب به اين معنا نيست كه هر زني كه حجاب و پوشش ظاهري داشت، لزوماً از همه ي مراتب عفت و پاكدامني نيز برخوردار است. با توجه به همين نكته، پاسخ اين اشكال و شبهه ي افرادي كه براي ناكارآمد جلوه دادن حجاب و پوشش ظاهري، تخلفات بعضي از زنان با حجاب را بهانه قرار ميlrm;دهند آشكار ميlrm;گردد؛ زيرا مشكل اين عده از زنان، ضعف در حجاب باطني و فقدان ايمان و اعتقاد قوي به آثار مثبت حجاب و پوشش ظاهري است و قبلاً گذشت كه حجاب اسلامي ابعادي گسترده دارد و يكي از مهم ترين و اساسيترين ابعاد آن، حجاب دروني و باطني و ذهني است كه فرد را در مواجهه با گناه و فساد، از عقايد و ايمان راسخ دروني برخوردار مي كند؛ و اساساً اين حجاب ذهني و عقيدتي، به منزلهlrm;ي سنگ بناي ديگر حجابlrm;ها، از جمله حجاب و پوشش ظاهري است؛ زيرا افكار و عقايد انسان، شكل دهنده ي رفتارهاي اوست. البته، همانlrm;گونه كه حجاب و پوشش ظاهري، لزوماً به معناي برخورداري از همه ي مراتب عفاف نيست، عفاف بدون رعايت پوشش ظاهري نيز قابل تصور نيست. نميlrm;توان زن يا مردي را كه عريان يا نيمه عريان در انظار عمومي ظاهر ميlrm;شود عفيف دانست؛ زيرا گفتيم كه پوشش ظاهري يكي از علامتlrm;ها و نشانهlrm;هاي عفاف است، و بين مقدار عفاف و حجاب، رابطه ي تأثير و تأثّر متقابل وجود دارد.[14] بعضي نيز رابطه ي عفاف و حجاب را از نوع رابطه ي ريشه و ميوه دانسته اند؛ با اين تعبير كه حجاب، ميوه ي عفاف، و عفاف، ريشه ي حجاب است. برخي افراد ممكن است حجاب ظاهري داشته باشند، ولي عفاف و طهارت باطني را در خويش ايجاد نكرده باشند. اين حجاب، تنها پوسته و ظاهري است. از سوي ديگر، افرادي ادعاي عفاف كرده و با تعابيري، مثل <<من قلب پاك دارم، خدا با قلب ها كار دارد>>، خود را سرگرم مي كنند؛ چنين انسانlrm;هايي بايد در قاموس انديشه ي خود اين نكته ي اساسي را بنگارند كه درون پاك، بيروني پاك مي پروراند و هرگز قلب پاك، موجب بارور شدن ميوه ي ناپاكِ بي حجابي نخواهد شد.[15] وَ الْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذِي خَبُثَ لا يَخْرُجُ إِلاَّ نَكِداًً؛[16] زمين پاك نيكو گياهش به اذان خدا نيكو برآيد و زمين خشن ناپاك بيرون نياورد، جز گياه اندك و كم ثمر. هدف و فلسفهlrm;ي حجاب هدف از تشريع حجاب اسلامي و فلسفه ي حجاب و پوشش چيست؟ lrm; هدف اصلي تشريع احكام در اسلام، قرب به خداوند است كه به وسيله ي تزكيه ي نفس و تقوا به دست ميlrm;آيد: إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ؛[17] بزرگوار و با افتخارترين شما نزد خدا با تقواترين شماست. هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ4؛ اوست خدايي كه ميان عرب امّي (قومي كه خواندن و نوشتن هم نميlrm;دانستند) پيغمبري بزرگوار از همان قوم برانگيخت، تا بر آنان وحي خدا را تلاوت كند و آنها را (از لوث جهل و اخلاق زشت) پاك سازد و كتاب سماوي و حكمت الهي بياموزد؛ با آن كه پيش از اين، همه در ورطه ي جهالت و گمراهي بودند. از قرآن كريم استفاده ميlrm;شود كه هدف از تشريع حكم الهي، وجوب حجاب اسلامي، دست يابي به تزكيه ي نفس، طهارت، عفت و پاكدامني است. آياتي همlrm;چون: قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى لَهُمْ؛[18] اي رسول ما مردان مؤمن را بگو تا چشمlrm;ها از نگاه ناروا بپوشند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند، كه اين بر پاكيزگي جسم و جان ايشان اصلح است. وَ إِذا سَأَلُْتمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ؛[19] و هرگاه از زنان رسول متاعي ميlrm;طلبيد از پس پرده بطلبيد، كه حجاب براي آن كه دل هاي شما و آنها پاك و پاكيزه بماند بهتر است. وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِي لا يَرْجُونَ نِكاحاً فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُناحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِينَةٍ وَ أَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ؛[20] و زنان سالخورده كه از ولادت و عادت بازنشسته اند و اميد ازدواج و نكاح ندارند، بر آنان باكي نيست كه اگر اظهار تجملات و زينت خود نكنند، نزد نامحرمان جامهlrm;هاي خود را از تن برگيرند و اگر بازهم عفت و تقواي بيش تر گزينند، بر آنان بهتر است و خدا به سخنان خلق شنوا و آگاه است. يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً؛[21] اي پيغمبر با زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو كه خويشتن را به چادرهاي خود فروپوشند كه اين كار براي اين كه آنها به عفت و حريت شناخته شوند تا از تعرض و جسارت (هوسlrm;رانان) آزار نكشند بر آنان بسيار بهتر است و خدا در حق خلق، آمرزنده و مهربان است. چون نگاه به نامحرم توسط مردان، باعث تحريك و تهييج جنسي آنان و در نتيجه منجر به فساد ميlrm;شود، خداوند در كنار دستور حجاب و پوشش بدن به بانوان، به مردان نيز دستور به حجاب و پوشش چشم داده و نگاه به نامحرم را بر آنان حرام كرده است؛ چنانlrm;كه از امام رضا(ع) نقل شده است: حُرّم النظر الي شعور النساء المحجوبات بالازواج و غيرهنّ من النساء لما فيه من تهييج الرجال و ما يدعوا التهييج الي الفساد و الدخول فيما لا يحلّ و لا يجمل؛[22] نگاه به موهاي زنان با حجاب ازدواج كرده و بانوان ديگر، از آن جهت حرام شده است كه نگاه، مردان را برميlrm;انگيزد و آنان را به فساد فرا ميlrm;خواند در آنچه كه ورود در آن نه حلال است و نه شايسته. از مجموع آيات و حديث فوق به خوبي استفاده ميlrm;شود كه هدف و فلسفه ي وجوب حجاب اسلامي، ايجاد تزكيه ي نفس، طهارت و عفت و پاكدامني در بين افراد جامعه، و ايجاد صلاح و پيش گيري از فساد است. آثار و فوايد حجاب در ابعاد مختلف حجاب و پوشش داراي چه آثار و فوايدي است؟ حجاب و پوشش، در ابعاد مختلف، داراي آثار و فوايد زيادي است كه بعضي از مهم ترين فوايد آن عبارت اند از: الف) فايدهlrm;ي حجاب در بُعد فردي يكي از فوايد و آثار مهم حجاب در بُعد فردي، ايجاد آرامش رواني بين افراد جامعه است كه يكي از عوامل ايجاد آن عدم تهييج و تحريك جنسي است؛ در مقابل، فقدان حجاب و آزادي معاشرتlrm;هاي بيlrm;بندوبار ميان زن و مرد، هيجانlrm;ها و التهابlrm;هاي جنسي را فزوني ميlrm;بخشد و تقاضاي سكس را به صورت عطش روحي و يك خواست اشباع نشدني درميlrm;آورد. غريزه ي جنسي، غريزهlrm;اي نيرومند، عميق و دريا صفت است كه هرچه بيش تر اطاعت شود بيش تر سركش ميlrm;گردد؛ هم چون آتشي كه هرچه هيزم آن زيادتر شود شعلهlrm;ورتر ميlrm;گردد. بهترين شاهد بر اين مطلب اين است كه در جهان غرب كه با رواج بيlrm;حيايي و برهنگي، اطاعت از غريزه ي جنسي بيش تر شده است، هجوم مردم به مسئله ي سكس نيز زيادتر شده و تيراژ مجلات و كتب سكسي بالاتر رفته است. اين مطلب پاسخ روشن و قاطع به افرادي است كه قايلlrm;اند همه ي گرفتاري هايي كه در كشورهاي اسلامي و شرقي بر سر غريزه ي جنسي وجود دارد، ناشي از محدوديتlrm;هاست؛ و اگر به كلي هرگونه محدوديتي برداشته شود و روابط جنسي آزاد شود، اين حرص و ولعي كه وجود دارد، از بين ميlrm;رود. البته از اين افراد بايد پرسيد؛ آيا غرب كه محدوديت روابط زن و مرد و دختر و پسر را برداشته است، حرص و ولع جنسي در بين آنان فروكش كرده است يا افزايش يافته است؟![23] پاسخ هر انسان واقعlrm;بين و منصفي به اين سؤال اين است كه نه تنها حرص و ولع جنسي در غرب افزايش يافته است، بلكه هر روز شكلlrm;هاي جديدتري از تمتّعات و بهرهlrm;برداريlrm;هاي جنسي در آنها رواج و رسميت ميlrm;يابد. يكي از زنان غربي منصف، وضعيت جامعهlrm;ي غرب را در مواجهه با غريزهlrm;ي جنسي اينlrm;گونه توصيف كرده است: كساني مي گويند مسئله ي غريزه ي جنسي و مشكل زن و حجاب در جوامع غربي حل شده است؛ آري، اگر از زن روي گرداندن و به بچه و سگ و يا هم جنس روي آوردن حل مسئله است، البته مدتي است اين راه حل صورت گرفته است!![24] ب) فايدهlrm;ي حجاب در بُعد خانوادگي يكي از فوايد مهم حجاب در بُعد خانوادگي، اختصاص يافتن التذاذهاي جنسي، به محيط خانواده و در كادر ازدواج مشروع است. اختصاص مذكور، باعث پيوند و اتصال قوي تر زن و شوهر، و در نتيجه استحكام بيش تر كانون خانواده ميlrm;گردد؛ و برعكس، فقدان حجاب باعث انهدام نهاد خانواده است. يكي از نويسندگان، تأثير برهنگي را در اضمحلال و خشكيدن درخت تنومند خانواده، اين گونه بيان كرده است: در جامعهlrm;اي كه برهنگي بر آن حاكم است، هر زن و مردي، همواره در حال مقايسه است؛ مقايسه ي آنچه دارد با آنچه ندارد؛ و آنچه ريشه ي خانوده را ميlrm;سوزاند اين است كه اين مقايسه آتش هوس را در زن و شوهر و مخصوصاً در وجود شوهر دامن ميlrm;زند. زني كه بيست يا سي سال در كنار شوهر خود زندگي كرده و با مشكلات زندگي جنگيده و در غم و شادي او شريك بوده است، پيداست كه اندك اندك بهار چهرهlrm;اش شكفتگي خود را از دست ميlrm;دهد و روي در خزان ميlrm;گذارد. در چنين حالي كه سخت محتاج عشق و مهرباني و وفاداري همسر خويش است، ناگهان زن جوانlrm;تري از راه ميlrm;رسد و در كوچه و بازار، اداره و مدرسه، با پوشش نامناسب خود، به همسر او فرصت مقايسهlrm;اي ميlrm;دهد؛ و اين مقدمهlrm;اي ميlrm;شود براي ويراني اساس خانواده و بر باد رفتن اميد زَني كه جواني خود را نيز بر باد داده است؛ و همه ي خواهران جوان لابد ميlrm;دانند كه هيچ جواني نيست كه به ميانسالي و پيري نرسد و لابد ميlrm;دانند كه اگر امروز آنان جوان و با طراوت اند در فرداي بيlrm;طراوتي آنان، باز هم جواناني هستند كه بتوانند براي خانواده ي فرداي آنها، همان خطري را ايجاد كنند كه خود آنان امروز براي خانوادهlrm;ها ايجاد ميlrm;كنند.[25] ج) فايدهlrm;ي حجاب در بُعد اجتماعي يكي از فوايد مهم حجاب در بُعد اجتماعي، حفظ و استيفاي نيروي كار در سطح جامعه است. در مقابل، بيlrm;حجابي و بدحجابي باعث كشاندن لذتlrm;هاي جنسي از محيط و كادر خانواده به اجتماع، و در نتيجه، تضعيف نيروي كار افراد جامعه ميlrm;گردد. بدون ترديد، مردي كه در خيابان، بازار، اداره، كارخانه و ... همواره با قيافهlrm;هاي محرّك و مهيّج زنان بدحجاب و آرايش كرده مواجه باشد، تمركز نيروي كار او كاهش ميlrm;يابد. برخلاف نظامlrm;ها و كشورهاي غربي، كه ميدان كار و فعاليتlrm;هاي اجتماعي را با لذتlrm;جوييlrm;هاي جنسي درهم ميlrm;آميزند،[26] اسلام ميlrm;خواهد با رعايت حجاب و پوشش، محيط اجتماع از اينlrm;گونه لذتlrm;ها پاك شده، و لذتlrm;هاي جنسي، فقط در كادر خانواده و با ازدواج مشروع انجام شود[27]. د) فايدهlrm;ي حجاب در بُعد اقتصادي استفاده از حجاب و پوشش، به ويژه در شكل چادر مشكي، به دليل سادگي و ايجاد يكدستي در پوشش بانوان در بيرون منزل، ميlrm;تواند از بُعد اقتصادي نيز تأثير مثبت در كاهش تقاضاهاي مدپرستي بانوان داشته باشد؛ البته به شرط اينlrm;كه خود چادر مشكي دست خوشِ اين تقاضاها نگردد. متأسفانه بعضاً مظاهر مدپرستي در چادرهاي مشكي نيز مشاهده ميlrm;گردد، به گونهlrm;اي كه برخي از بانوان به جاي استفاده از چادرهاي مشكي متين و باوقار، به چادرهاي مشكي، توري، نازك و داراي طرحlrm;هاي جِلف و سبك كه با هدف و فلسفه حجاب و پوشش تناسبي ندارند روي ميlrm;آورند. يكي از دانشجويان محجبه درباره ي رواج فرهنگ مدگرايي در خاطرات قبل از انقلاب خود گفته است: يادم مي آيد آن وقت ها كه حجاب نداشتم، اگر دو روز پشت سر هم قرار بود كه به خانه ي كسي بروم، لباسي را كه امروز پوشيده بودم، حاضر نمي شدم فردا بپوشم! احساس مي كردم مسخره است و سعي داشتم حتي اگر شده، لباس ديگران را به عاريه بگيرم و بپوشم، تا من هم با لباس جديدي رفته باشم. اين كارها واقعاً رفاه حال و راحتي را از خانم ها سلب كرده بود.[28] علاوه بر فوايد ياد شده، به طور فهرستlrm;وار فوايد و آثار ديگري نيز براي حجاب و پوشش ميlrm;توان نام برد، كه مهمlrm;ترين آنها عبارتند از: ـ حفظ ارزشlrm;هاي انساني؛ مانند عفت، حيا و متانت در جامعه و كاهش مفاسد اجتماعي. ـ هدايت،كنترل و بهرهlrm;مندي صحيح و مطلوب از اميال وغرايز انساني. ـ تأمين و تضمين سلامت و پاكي نسل افراد جامعه.[29] پي نوشتها
|